ده فرمان بچه های تیز بازار

مارک اچ مک کورمک در مورد نگارش کتاب پرفروش «آنچه در هاروارد به شما نمی آموزند» می گوید: دلیل ساده و سرراست نگارش این اثر این بود که می خواستم نظریاتی را که سالها در باره شان اندیشیده بودم و در سخنرانی های متعدد در دانشگاههای مختلف و از جمله دانشکده ی بازرگانی دانشگاه هاروارد ارائه کرده بودم و یا در طی چندین سال تجربه ی تجاری ام اندوخته بودم در یک جا جمع آوری و عرضه کنم. وی بلافاصله مرتکب برشمردن ده خصوصیت کسانی می گردد که شم بازاری قوی دارند. شما هم اگر اشتیاق و علاقه دارید این گوی و این میدان!!

harvard-che-chizhayi-ra-yad-nemidahad

یک. هرگز اهمیت پول را دست کم نگیرید.

 

دو. هرگز ارزش پول را دست بالا نگیرید.

شکی نیست که «نقدینه» تنها ابزاری است که برای بده بستان های تجاری سراغ داریم ولی چیزهای دیگری نیز هستند که می توان روی آنها حساب کرد و از منافع ناشی از آنان منتفع گردید. مانند احترام و اعتبار نزد دیگران.

 

سه. در کسب و کار هرچه دوست بیشتری داشته باشید باز هم کم است.

دوستان وفاداری که به اندازه ی خود شما از پیروزی هایتان خوشحال شوند بهترین اهرم و کمک در کارهای تجاری شما محسوب می شوند.

 

چهار. نترسید و بگویید «نمی دانم»

اگر چیزی را نمی دانید با صراحت بگویید نمی دانم. خجالت نکشید از اینکه همه ی چیزهای عالم را نمی دانید. نمی دانم یعنی درخواست کمک از دیگران تا چیزهایی را به شما بیاموزند. اگر به شکل ماهرانه ای همراه با تواضع و فروتنی آن را بیان کنید مردم با کمال میل وقت خواهند گذاشت و آن موضوع را برایتان توضیح خواهند داد. من غالبن حتی زمانی که مساله ای را به خوبی می دانم٬ می گویم نمی دانم تا علم و اطلاع طرف مقابل خود را محک بزنم.

 

پنج. کمتر صحبت کنید.

زیاد سخن گفتن دو تا از مهمترین حواس شما٬ یعنی بینایی و شنواییتان را کند و متاثر می کند.

 

شش. همواره به قول های خود – چه بزرگ و چه کوچک – پایبند باشید.

چیزهای اندکی در جهان وجود دارد که مرا به اندازه ی خوش قولی خوشحال می کند. و برعکس٬ هیچ چیزی در دنیا به اندازه ی بدقولی ناراحتم نمی کند. آدم بدقول٬ در واقع٬ قانون نانوشته ی تجارت را نقض می کند. نقطه ی شروع هر رابطه ای٬ صداقت و وفای به عهد است٬ نه بدگمانی.

 

هفت. هر معامله طبیعتی دارد.

هر معامله طبیعت خاص خود را دارد. بعضی ها به مراقبت های ویژه و حساسی نیازمندند و بعضی دیگر از معاملات٬ تصمیم گیری های آنی را می طلبند. زمانی که این طبیعت را شناختید٬ آنگاه خود را با شرایط خاص هر یک از معاملات تطبیق دهید.

 

هشت. از روز اول خود را مقید به انجام کار با کیفیت کنید.

روی هر مسئولیت – چه جزیی و پیش پا افتاده و چه کلی و خطیر – تمرکز کنید به نحوی که گویی آن مسئولیت تنها مساله ای است که برای شما دارای اولویت درجه اولی است – که واقعن هم همینطور است. اگر کاری اصلن انجام نشود٬ به مراتب بهتر از آن است که به نحوی نامطلوب و بد انجام و عرضه گردد.

 

نه. با مردم خوش رفتار باشید.

نه فقط به خاطر این که به مردم در طول جریان تجاری نیازمندید بلکه به این خاطر که خوش رفتاری با دیگران خوشایندترین راه در وصول به اهداف است. باید خوش رفتار بود. حساس بودن نسبت که احساسات دیگران همواره سودمند است. رعایت احساسات انسان های دیگر:‌ (۱) راهی است نامرئی در شناخت نیازهای تجاری آنها (۲) حس موقعیت سنجی شما را تقویت و تیزتر می کند (۳) ناجی شما در بیرون آمدن از موقعیت های نامطلوب خواهد بود.

ادب٬‌ تواضع و خوشرفتاری٬ اگر هیچیک از این خواص را نداشته باشد لااقل بسیار دلگرم کننده و خوشایند است.

 

ده. همه ی پیروزی را مال خود ندانید.

همواره همکاران خود را در پیروزی ها سهیم کنید. بدانید که اگر لازم می دانید که به دیگران بفهمانید چقدر باهوش و نابغه اید٬ قطعن آدم هشیار و نابغه ای٬ آنگونه که انتظارش را دارید٬ نیستید. پیروزی ها را با همه ی آنانی که سهمی در آن ها داشته اند جشن بگیرید.

* انتخابی از کتاب «هاروارد چه چیزهایی را یاد نمی دهد» مارک مک کورمک. ترجمه ی محمود طلوع

Advertisements

دربارهٔ purmehdi

Phd student in marketing at HEC Montreal, Canada
این نوشته در بی منظور ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s